شوق دیدار ....
-
تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 21:06
این چه رازیست که در پرده چشمان تو خفته ست به ناز ؟ ای که در چهره پر مهر تو جاریست بهار از غم عشق تو دل آشفته ست و نفس می کشد آرام و صبور زیر آوار تب و درد فراق پریان در خوابند من و اشک و دل و غم بیداریم ! گر چه بر خانه قلب من غم بی امان می تازد لیک در ظلمت این درد خموش شوق دیدار تو تا صبح بهار
خیلی چیزها ....
-
تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 21:07
بیتو اندیشیدهام کمتر به خیلی چیزهامیشوم بیاعتنا دیگر به خیلی چیزها تا چه پیش آید برای من! نمیدانم هنوز...دوری از تو میشود منجر به خیلی چیزها غیرمعمولیست رفتار من و شک کرده استـ چند روزی میشود ـ مادر به خیلی چیزها نامههایت، عکسهایت، خاطرات کهنهاتمیزنند اینجا به روحم ضربه، خیلی چیزها ...ه
مطمئنا جای تو غیری گزیدن ساده نیست....
-
تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 21:07
حق بده، آنقدرها از تو بریدن ساده نیست بی هوای تو برای دل تپیدن ساده نیست عشق تو چون کوه پشتم بود و بعد از رفتنت نعش خود را اینور و آنور کشیدن ساده نیست کاش پشتم از نگاه سرد و تلخت میشکست پیش چشم دشمنان خود خمیدن ساده نیست گفته بودی "بعد ازین در خواب میبینی مرا" دلبر خود را فقط در خواب دیدن ساده
روزی ما دوباره ....
-
تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 21:07
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پرواز خواهیم داد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که نباشم شاملو
دیدمت چشم تو جا در چشم های من گرفت....
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 9:24
دیدمت چشم تو جا در چشم های من گرفت آتشــی یک لحــظه آمد در دلـــم دامن گرفت آنقدر بی اختیـــار این اتفــاق افتاد کـــه این گناه تازه ی من را خدا گردن گرفت در دلم چیزی فرو می ریزد آیا عشق نیست این کــــه در اندام من امـــروز باریدن گرفت؟ من که هستم؟ او که نامش را نمی دانست و بعد- رفت زیــر سایـــه ی
گاهی غزلم!گم شدن رخش بهانست....
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 9:24
ای دلبریت دلهره ی حضرت آدمپلکی بزن و دلهره ام باش دمادمپلکی بزن از پلک تو الهام بگیرمتا کاسه ی تنبور و سه تاری بتراشمهر ماه ته چا نشد حضرت یوسفهر باکره ای هم نشود حضرت مریمگاهی غزلم!گم شدن رخش بهانستتهمینه شود همدم تنهایی رستمتهمینه شود بستر لالایی سهرابتهمینه شود یک غم تاریخی مبهمتهمینه ی من ترس م
گیــرم تمـــام شهر پر از سرمه ریزها....
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 9:24
گیــرم تمـــام شهر پر از سرمه ریزهاخالی شده ست مصر دلم از عزیزهاداش آکل و سیاوش و رستم تمام شدحالا شده ست نوبت ابــــــــرو تمیز هادیگر به کوه وتیشه و مجنون نیاز نیستعشــاق قانعند بــــــه میــخ و پریـــــزهادستی دراز نیست به عنوان دوستیجـــــز دستهـــای توطئه از زیـر میزهادل نیست آنچه جز به هوای ت
عاشق ....
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 9:24
من عاشق شب، عاشق چشمان تو هستمآغازترین نقطه ی پایان تو هستمدر من اثر مهر تو یک راز مگوی استمن تشنه ی این تابش پنهان تو هستمای شعرترین ! سخت ترین قافیه! دریاب!جان غزلی، من غزلِ جانِ تو هستمدر من نفس پاک اهورای تو گل کرداز روز ازل، در پِیِ تو، زآنِ تو هستمچون گیسوی آویخته بر زمزمه ی بادعمریست که بیتا
مبهوت مانده ام....
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 9:24
مبهوت ماندهام چه بخوانم تو را که توهم خود هجوم دردی و هم سیل چارهایجواد شیخالاسلامی
عاشق دیوانه تری نیست....
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 9:24
گر سلسله موی تو دیوانه پسند است از من به جهان عاشق دیوانه تری نیست (بهادر یگانه)
سلیس و ساده بگویم: دلــــــم گرفته برایت !
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 9:24
به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت دلــی کــــه کرده هـوای کرشمههای صدایت نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز کـــه آورد دلــــــم ای دوست! تاب وسوسههایت تو را ز جرگــــهی انبوه خاطرات قدیمی برون کشیدهام و دل نهادهام به صفایت تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست نمیکنــــم اگـــر ای
در انزوای خودم با تو عالمی دارم....
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 9:24
در آسمان غزل عاشقانه بال زدمبه شوق دیدنتان پرسه در خیال زدم در انزوای خودم با تو عالمی دارمبه لطف قول وغزل قید قیل و قال زدم کتاب حافظم از دست من کلافه شدستچقدر آمدنت را چقدر فال زدم غرور کاذب مهتاب ناگزیر شکستهمان شبی که برایش تورا مثال زدم غزال من غزلم، محو خط و خال تو شدچه شاعرانه بدون خطا به خا
دلم گرفت ....
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 9:24
هم در هوای ابری آبان دلم گرفت هم در سکوت سردِ زمستان دلم گرفت هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید هرجا گرفت نم نمِ باران...دلم گرفت با خنده گفتمش: به سلامت...سفر بخیر... وقتی که رفت، از تو چه پنهان...دلم گرفت بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شود از بس شلوغ بود خیـابان دلم گرفت امروز جمعه نیست، ولی با نب
پررنگ کن بخاطر من این نکات را ....
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 9:24
با استکان قهوه عوض کن دوات را بنویس توی دفتر من چشم هات رابر روزهای مرده تقویم خط بزن وا کن تمام پنجره های حیات راخواننده ی کتیبه ی چشم و لبت منم پر رنگ کن بخاطر من این نکات راما را فقط به خاطر هم آفریده اند آن گونه که خواجه و شاخ نبات رانام تو با نسیم نشابور می رود تا از غبار غم بتکاند هرات رایک لح
این دیوانگیست....
-
تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 15:24
این دیوانگیست... که همه شانس ها را لگدمال کنیم، به خاطر این که در یکی از تلاش هایمان ناکام مانده ایم، به امید این که در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم و بیاد داشته باشیم که همیشه شانس های دیگری هم هستند، دوستی های دیگری هم هستند، نیروهای دیگری هم هستند و افق های بهتری هم هستند! تنها باید قو...
معنای طوفان...
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 10:04
از طوفان که درآمدی دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا نهادی؛ معنی طوفان همین است...
خوب بودن ...
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 10:04
وقتی که راه نمیروی، نمی دوی ؛ زمین هم نمیخوری و این" زمین نخوردن " محصول سکون است نه مهارت! وقتی که تصمیمی نمیگیری، کاری نمیکنی ؛ اشتباه هم نمیکنی و این " اشتباه نکردن" محصول انفعال است نه انتخاب ! خوب بودن به این معنی نیست که درهای تجربه را بر خود ببندی و فقط پرهیز کنی... خوب بودن در انتخابهای ماست...
تغییر ....
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 10:04
ایجاد تغییرات بزرگ در زندگی تا حدی ترسناک است؛ اما می دانید ترسناک تر از آن چیست؟ حسرت!!!
انتخاب احساس....
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 10:04
احساسات خیلی شبیه امواج هستند، نمی توانیم مانع آمدنشان شویم، اما می توانیم انتخاب کنیم روی کدامشان سوار شویم.
سپاس...
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 6:16
ای بی وفای سنگدل قدرناشناس!از من همین که دست کشیدی تو را سپاسبا من که آسمان تو بودم روا نبودچون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباس (استاد فاضل نظری)