چه زیبا گفت سهراب سپهری عزیز...
وبلاگ باید کلمه وبلاگ امروز کلمه وبلاگ حواسم کلمه وبلاگ باشد کلمه که اگر قاصدکی را دیدم ،آرزوهایم را بدهم تا برساند به خدا ،
به خدایی که خودم میدانم ،
نه خدایی که برایم از خشم ،نه خدایی که برایم از قهر، نه خدایی
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی


برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
یکی از دلایلی که خیلی دیر به وبلاگ خواسته کلمه هایتان میرسید
این است که شما بیشتر از آن که به حضور آن چیز
و به دست آوردنش فکر کنید
به نبودنش فکر میکنید.
کانال آموزش قانون جذب
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
دلم هوای حرم امام مهربونیا کرده.
خیلی دلم میخاد شهادت امام رضا (ع) مشهد باشم.
امیدوارم وبلاگ بطلب کلمه ه آقا هفته دیگه توی حرم باشم.
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
خواستم اربعین را کربلا باشم نشداز نجف پای پیاده کربلا باشم نشد
آرزوییدر دلم ماند همین بغضم گرفتخواستم با مادرم در کربلا باشم نشد...
فرا رسیدن اربعینحسینی تسلیتباد
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
« وبلاگ امروز کلمه وبلاگ متعلق کلمه به من و خواسته های من است.
من آغاز میکنم خواستن هایم را
و نتیجه اعمال خود را با دلی به وسعت دریا
به بالاترین قدرت در جهان هستی (خداوند) می سپارم»
خداوندا سپاسگزارم
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
امسال برای سومین بار امام مهربانیها
با همه ی نیک و بدم تنگ در آغوشم میگیرد
تا بار دیگر اوج مهربانیش را به رخم بکشد
و بگوید :
دلت که بهانه ام را گرفت،
مهر ورودت را زدم
تا شب شهادتم در بارگاه ام آرام
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
دومین شبی است که در هوای حرم نفس میکشم
به دور از همه ی روزمرگی هایم ....
چه توفیق زیبایی؛
و چه یار دلربایی!....
انگار هر چه میگذرد به عمرم می افزاید....
عمیق و عمیق تر نفس میکشم
دلم میخواهد وقتی نباش
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
انسانهای وبلاگ معمولی کلمه فقط به چیزهایی اعتقاد دارند
که امکانپذیر است.
انسانهای فوقالعاده
نه تنها چیزهای ممکن و محتمل را باور دارند،
بلکه چیزهای غیرممکن را هم تجسم میکنند
و با تجسم چیزهای غیرممکن، شرو
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
پس از سفر های بسیار وعبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان خیزبر آنم که در کنار تو لنگر افکنم، بادبان برچینم، پارو وانهمسکان رها کنم، به خلوت لنگرگاهت در آیمو در کنارت پهلو بگیرمآغوشت را بازیابم و استواری امن زمین را زیر پای خویش.مارگت_بیکل نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت
7:49 توسط tata|
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
عزیز میگه :مردها هر قدر هم که بزرگ و باسواد و پول دار بشن، باز هم مثل بچه ها هستند !زود قهر میکنن، زود پشیمون می شن و زود آشتی می کنن..ممکنه جلو زن ها چیزی نگن اما تنها که شدند شروع می کنن به بغض کردن.عزیز میگه, اما زن ها مادرند، پناه مردها هستند ! حتی دختر کوچولوها پناه باباهاشون هستند نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت
9:19 توسط tata| Let's
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
اسفند به انتها نزدیک شد ،عاشق ترین فرزند سال،پلی میان سفید و سبز و راهی بین برف و شکوفه ...اسفند مهربان، نیمی از دلش را به زمستانی داده کهسازِ رفتن می زندو نیمی را به بهاری کهآوازِ آمدن می خواند ...اسفند عشق می پاشد به روی دل هایمان،نگاهمان و خانه های پاکیزه ازغبار گذشته هایمان...قدر بدانیم این زیباتریندست به دست شدن روزها و ماه ها راو دوست بداریم اسفند واسف
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
شما را به خداحداقل براى آدمهاى مهم زندگيتاننصفه و نيمه نباشيدبساط بداخلاقى و خودپسنديتان را جمع كنيدكمى ملموس تر رفتار كنيدمگر مى شود كسى را آنقدر بخواهى و چيزى براى خواستنش رو نكنىمگر جز محبت و عشق چه مى خواهند؟!!!!نگذاريد يك روز بهترينهايتانتبديل به ناگهانى ترين ترك زندگيتان شوند.اگر كمى فكر كنيد به آدمهايى كه دوستشان داريد ويك روز نباشندهيچ وقت حال خوب رااز آنها دريغ نمى كنيد...امیر وجود
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی
این زیباترین کافه دنیا بود
زمستانهای پر از برف
با همان علاءالدین های دود زده
و همان قوریهای بند زده
و قند لبخند مادربزگ
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی