
اسفند به انتها نزدیک شد ،عاشق ترین فرزند سال،پلی میان سفید و سبز و راهی بین برف و شکوفه ...اسفند مهربان، نیمی از دلش را به زمستانی داده کهسازِ رفتن می زندو نیمی را به بهاری کهآوازِ آمدن می خواند ...اسفند عشق می پاشد به روی دل هایمان،نگاهمان و خانه های پاکیزه ازغبار گذشته هایمان...قدر بدانیم این زیباتریندست به دست شدن روزها و ماه ها راو دوست بداریم اسفند واسف...
ادامه مطلب
در کشاکش تمام سختی و کم آوردنهایی که زندگی برای مان رقم می زند ، هیچگاه اسیر عظمت درد و غمی نباش ، که خدای تو از تمام آنچه که دلت را آزرده می کند ، بزرگتر است ... کاری هست که برای او دشوار باشد...؟اگر سختی و دردی سراغمان را میگیرد ، شاید قرار استاین دردها بزرگ مان کند .... شاید هم مسیر دل بریدن از دلبستگیهایمان به این شیوه باید رقم بخورد... شاید هم…نمی دانم...اما این را خوب می دانم که هیچ عاشقی برای محبوب اش بد نمیخواهد...و آیا عاشقی بزرگ تر از خدا هست؟ ...
ادامه مطلب
هنوز هم که هنوز است عاشق ماهم ولی بدون تو مهتاب را نمی خواهم برای آمدنت گرچه راه کوتاه است هنوز هم که هنوز است چشم در راهم سلام ... روز قشنگی ست ... دوستت دارم ... چقدر عاشق این جمله های کوتاهم هوای بودن یک عمر با تو را دارم منی که دلخوش دیدارهای گهگاهم برای گفتن یک حرف عاشقانه فقط اسیر سخت ترین زخم های جانکاهم بدون تو همه ی لحظه ها به این فکرند که تیغ را بگذارند بر گلوگاهم مرتضی کردی...
ادامه مطلب
می خرامد غزلی تازه در اندیشه ی ماشاید آهوی تو رد می شود از بیشه ی مادانه ی سرخ اناریم و نگه داشته انددل چون سنگ تو را در دل چون شیشه ی مااگر از کشته ی خود نام و نشان می پرسیعاشقی شیوه ما بود و جنون پیشه ی ماسرنوشت تو هم ای عشق فراموشی بودحک نمی کرد اگر نام تو را تیشه ی ماما دو سرویم در آغوش هم افتاده به خاکچشم بگشا که گره خورده به هم ریشه ی ما... فاضل نظری ...
ادامه مطلب
من عاشق شب، عاشق چشمان تو هستمآغازترین نقطه ی پایان تو هستمدر من اثر مهر تو یک راز مگوی استمن تشنه ی این تابش پنهان تو هستمای شعرترین ! سخت ترین قافیه! دریاب!جان غزلی، من غزلِ جانِ تو هستمدر من نفس پاک اهورای تو گل کرداز روز ازل، در پِیِ تو، زآنِ تو هستمچون گیسوی آویخته بر زمزمه ی بادعمریست که بیتا...
ادامه مطلب
گر سلسله موی تو دیوانه پسند است از من به جهان عاشق دیوانه تری نیست (بهادر یگانه)...
ادامه مطلب