
سپاس خدا را که در این سه سال و اندی
که کوهی از مشکلات دور تا دورم را حلقه زدند
و بر من و قلبم بی رحمانه تازیانه زدند،
در سخت ترین روزها و لحظات نفس گیرم ،
همراه و تسکین قلب بی قرارم بود.
امروز و این لحظه دیگر جز برای عبرت به پشت سر نگاه نخواهم کرد
هر چه بود و شد، دیگر گذشت و شد سرگذشت....
باز می کنم فصل تازه ای از کتاب زندگیم را
با امید
با شور
و با همه ی توان
پیش به سوی فصل خوشی ها ....
برچسب:
نویسنده: کامیار کوشکی